صداي منجي مي آيد
گوش فرا بده ...
با دقت گوش فرا بده...
صداي قدم هايش را خواهي شنيد
اگر با گوش دل،گوش فرادهي،زمزمه هايش رانيز خواهي شنيد
با كه نجوا مي كند؟
چه ميگويد؟
با خداي خود چه مي گويد؟
آيا ظهورش را از خدا طلب مي كند؟
صذاي قدم هاي استوارش رانمي شنوي؟
با دقت گوش فرا بده...
شايدبراي تسكيندرددرد مندي به عيادتش مي رود...
شايد مي رود راه رابه گمگشته اي نشان دهد...
شايد به زيارت قبر مخفي وبي نور ونواي مادرش مي رود...
شايدبه كربلا مي رود...
شايد...
گوش فرا بده...
چه مي گويي؟
چه مي شنوي؟
نداي آسمانيش عرش را به لرزه مي اندارد
«انا بقيه الله»
با دقت گوش فرا بده
آيا درست شنيدي ؟
ندا نداي آشنا نيست؟
وصفش را زياد شنيده بودي
صدا صداي منجي است
اين صدا به دلت مي نشيند
مثل اينكه تمام هستي منتظر اين نداست
از آدم تا خاتم
آري...
نداي حق طلبي ومژده ي ظهورش را از هم اكنون مي توان شنيد
پس با دقت گوش فرا دهيم
نكند گوش هايمان را ببنديم
يا خودمان نخواهيم بشنويم كه
ظهور
نزديك است.
كاش، خانه اي داشتيم با پپنجره اي رو به دريا
كاش، ديوارهاي فاصله بلند نبود وزمان كوتاه مي شد
كاش ،فانوس هاي بيداري را در شب هاي بي ستاره و جاده هاي مه گرفته مي افرو ختيم ودر جستجوي موعود پنجره اي رو به روشنايي مي گشوديم
كاش ،به خورشيد پنهان ايمان مي آورديم ودر سايه سارش به آرامش مي رسيديم
كاش، حضور اورا درك مي كرديم وفقط چشم به انتظار ظهورش مي مامنديم
كاش ،در آيينه ي آدينه ها به بام تماشا دست مي يافتيم و گريه هايمان تمام مي شد
كاش، هر روز ندبه ميسروديم وهرگز عهد نمي شكستيم
كاش، معناي انتظار را مي فهميديم و...
ناگهان بهار از راه مي رسيد
