روز محشر کار ما با فاطمه ست
نقش پیشانی ما با فاطمه ست
مرا به خانه زهرا سلام الله عليها ببريد!
زيرا مي خواهم خدا را بشناسم و در چشمان زيباي او خدا را ببينم.
مرا به خانه زهرا ببريد!
تا معنا و مفهوم عبادت را در ركوع و سجود او درك كنم و از چشما اشك آلود و بدن لرزان او، راز خضوع وخشوع در نماز را جستجو نمايم.
مرا به خانه زهرا ع ببريد!
تا زشتي آرزوهاي دنيوي را در زهد و ساده زيستي او ببينم و از كاسه گلين او آب حيات بنوشم، تا هر چه اغيار است، از دلم به در شود.
مرا به خانه زهرا ببريد!
تا دستان انفاق گر او را ببوسم و شوق يتيم نوازي را در دامن پر مهر او ببينم و از بخل و حرص و انحصار و مال پرستي فارغ آيم و فقر و نداري ديگران مرا بي تاب كند.
مرا به خانه زهرا ببريد!
تا دل پريشان و مضطربم را در چادر عصمت او آرام كنم، جان اجنزار از گناهم را در سبوي طهارت او شستشو دهم .
مرابه خانه زهرا ببريد!
تا در نهانخانه غربت او تنها بمانم و دلتنگيهاي مانده در جانم را ، به دور از چشم نامحرمان بيرون كنم.
مرا به خانه زهرا ببريد!
تا حقيقت زيبايي را در روشناي عرفان او ببينم و عظمت خدا را در صلابت نگاه او نظاره گر باشم ،و راز«فاطمه» را در سرّ«زهرا» پيدا نمايم.
مرا به خانه زهرا ببريد!
تا زيبايي عبادت و اشارت او را تماشا كنم و فراز ساكنان ملكوت را نظاره گر باشم و پرواز معاني قران را در بيان نوراني او مشاهد نمايم و شبانگاهان تا سحرگاه، محو آسمان روشن قران گردم و با ستاره ها به اوج قلّه هاي عرفان او پرواز كنم.
مرابه خانه زهرا ببريد!
تادر شور تسبيح او ، كسالت را به طراوت و سستي را به مستي و اقامت را قيام و ظلمت را به نور و غيبت را به حضور و رياضت را به ملاحت مبدّل كنم.
مرا به خانه زهرا ببريد!
تا آرامش روحاني حجاب را بشناسم و متانت و وقار زن را درآئينه عفّت او به تماشا بنشينم و شكوه زنرا در صلابت حجاب او معنا كنم و گنج غنا را در قناع او جستجو نمايم.

