آن قدر سرايم که بيايي گل نرگس
تا جلوه کني رخ بنمايي گل نرگس
تا کي نمآبي به کف آريم و بپاشيم
در راه و رد آخر تو نيايي گل نرگس
آخر قدمي رنجه کن اي عشق به چشمم
من تشنه ام و چشمه شمايي گل نرگس
اي جلوه هستي نفست باده پرستي
هم تار تويي هو تو نوايي گل نرگس
هر جا که روم باز بيايم به سراغت
چون چاره و چون چاره گشايي گل نرگس
قدر تو بلند است نشايد که رسم من
چون پاي ندارم و نه نايي گل نرگس
دل جاي تو و خانه دل چشم به راهت
تا ي جلوه کني عدل خدايي گل نرگس

